ناروننارون، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 5 روز سن داره

نارون عزيزم

سوراخ كردن گوش

امروز شنبه 23/2/1391 ... روز مادر   خيلي وقت بود تو فكر سوراخ كردن گوش نارون بودم. ولي همش به يه دليلي عقب مي افتاد. ولي ديروز مصمم شدم كه حتما هر جوري شده بايد نارون و ببريم گوششو سوراخ كنيم. خيلي هم دلم براش ميسوخت. ولي چاره اي نبود. حدوداي ساعت 7 عصر بود كه رفتيم بيرون. مطب شلوغ بود. منشي براي نيم ساعت بعدش به ما وقت داد. رفتيم تو پارك نزديك مطب يه دوري زديم . وقتي برگشتيم بازم نوبتمون نشده بود. ساعت از 8 گذشته بود كه رفتيم پيش دكتر . بيحسي به گوشش زد و اومديم بيرون نشتيم تا بيحسي اثر كنه و دوباره نيم ساعت بعدش رفتيم پيشش. اولين گوش و كه ميخواست سوراخ كنه نارون زياد مقاومت نكرد يكم گريه كرد خبر نداشت كه ميخو...
24 ارديبهشت 1391

اولين روز زندگي

سه شنبه اول شهريور حدود ساعت ٧:٣٠ صبح به همراه شوهرم و پدر و مادرم به بيمارستان نيمه شعبان ساري رفتيم. حدود ١ ساعت بعد بستري شدم و نارون كوچولو ساعت 9:25 صبح با عمل سزارين اسپاينال به دنيا اومد.   قد: 51 سانت وزن :3 كيلو و 650 گرم لحظه اي كه نارون كوچولو رو به من نشون دادند از خوشحالي اشك شوق ريختم. بهترين روز زندگيم بود. حيف كه با خودم دوربين نبرده بودم و از اونجايي هم كه موبايلم دوربين نداشت عكسي از اون روز ندارم. حدود 1 ساعت بعد از عمل بود كه نارون و از اتاق نوزادان آووردن پيش من. خيلي ناز و خوشگل بود و خيلي هم آروم.          ...
22 ارديبهشت 1391

چهار ماهگي ...1/10/1390

امروز اول دي 1390. نارون و براي واكسيناسيون و قد و وزن به مركز بهداشت برديم. واكسن سه گانه و قطره فلج اطفال قد:‌ 63 سانت وزن : 7150 گرم ...
14 ارديبهشت 1391

حموم كردن نارون

نارون جونم عاشق حموم و آب بازيه. در حموم كه باز ميشه واكنش نشون ميده موقع حموم كردن اردك زردشو هم ميبرم تا باهاش سرگرم بشه.   در كل خيلي حموم و دوست داره. خواستم يكي از عكسايي كه تو حموم ازش گرفتم بزارم بعد پشيمون شدم . چه معني داره كسي عكس لختي دخمل منو تو حموم ببينه!!!!!!!!!     ...
14 ارديبهشت 1391

يادداشت روز 18/11/90

خيلي وقتا ميشد كه اسباب بازيهاي نارون و به سمتش ميگرفتم تا تلاش كنه اونارو برداره امروز هم خغجغه اش رو به طرفش گرفتم و اونم دستش و دراز كرد و برداشتش ...
14 ارديبهشت 1391

يادداشت روز 15/11/1390

امروز شنبه 15 بهمن 1390 امروز نارون كوچولوي  قشنگ يه غلت كوچولو واسه مامانش زد و اونو خوشحال كرد. هورااااااااااااااااااااااا ...
14 ارديبهشت 1391

يادداشت روز 15/10/1390

امروز پنچ شنبه 15 دي 1390.   نارون جون الان 4 ماه و نيمه شده. هر شئ اي كه به دستش ميدم ميتونه به مدت طولاني نگهش داره. اگر جغجغه رو از دستش بگيرم گريه ميكنه. ولي هنوز خودش نميتونه دستش رو دراز كنه و چيزي برداره. ...
14 ارديبهشت 1391

يادداشت روز 21/10/90

امروز چهارشنبه 21 دي 1390.   امروز متوجه شدم نارون صداهايي مثل اُبُ و بُ بُ از خودش درمياره . خيلي خوشحال شدم وقتي اين صداها رو شنيدم.  ...
14 ارديبهشت 1391

يادداشت روز 12/10/1390

امروز دوشنبه 12 دي. حدود يه هفته از سرماخودگي نارون گذشته. خدارو شكر حالش خيلي بهتره. فقط كمي سرفه ميكنه. اما خودم حالم خيلي خرابههههههه. سرماي بدي خوردم. گلوم خيلي درد ميكنه. ...
14 ارديبهشت 1391